بدین وسیله از تمامی دوستان عزیزان و کسانی که ادعای دوست داشتن اینجانب را دارندخواهشمندم(به شدت) لطفا دست از دوست داشتن اینجانب کشیده و به زندگی خود بچسبید!!! .دوست داشتن شما عزیزان برای اینجانب مایه دردسر شده.
با تشکر
چشمانت را باز کن
مگر نگفتی دیشب خدا را ملاقات کردی؟!
در خلوت همان خرابه ای که ستاره ها می افتند!
من هم رفتم...
او نبود...
آخر من به خواب های کوچک تو اعتماد داشتم...!
باران زد
نوشته هایم پرید...
دیروز تنهایی ام را, با تمام وجود عق زدم...!
آینه دستم را گرفت
سبک شدم
امروز دیگر روی زمین نیستم...
من شدم!
جنازه جان ازت ممنونم!!
من گریه میکنم پس هنوز هستم...!
It's only when I lose myself in someone else
That I find myself
I find myself
تنها زمانی که من خود را در کس دیگری گم میکنم
خود را پیدا میکنم
خود را پیدا میکنم
Something beautiful is happening inside for me
چیزی زیبا درون من در حال روی دادن است
Something sensual, it's full of fire and mystery
چیزی نفسانی که پر از آتش و رمز و راز است
I feel hypnotized, I feel paralized
احساس می کنم هیپنوتیزم شده ام احساس می کنم مسخ شده ام.
I have found heaven
من بهشت را یافتم.
There's a thousand reasons
Why I should not spend my time with you
هزاران دلیل برای اینکه نباید وقتم را با تو بگذرانم وجود دارد
For every reason not to be here I can think of two
To keep me hanging on
به ازای هر دلیل برای اینجا نبودن می توانم به دو دلیل برای ادامه دادن فکر کنم
Feeling nothing's wrong
Inside your heaven
احساس کنم هیچ چیز در بهشت تو اشتباه نیست.
It's only when I lose myself in someone else
That I find myself
I find myself
تنها زمانی که من خود را در کس دیگری گم میکنم
خود را پیدا میکنم
خود را پیدا میکنم
I can feel the emptiness inside me fade and disappear
می توانم احساس کنم خلا درونم در حال محو و ناپدید شدن است
There's a feeling of content now that you are here
اکنون که تو انجایی یک احساس رضایت وجود دارد
I feel satisfied
احساس خشنودی میکنم
I belong inside
Your velvet heaven
من به درون بهشت مخملی تو تعلق دارم
Did I need to sell my soul
For pleasure like this
آیا من مجبور بودم برای چنین لذتی روح خود را بفروشم؟
Did I have to lose control
To treasure your kiss
آیا برای داشتن گنجینه بوسه تو باید از خود بی خود می شدم؟
Did I need to place my heart
In the palm of your hand
Before I could even start
To understand
آیا مجبور بودم قلب خود را در کف دستان تو بگذارم
قبل از اینکه حتی بتوانم شروع به فهمیدن کنم؟
It's only when I lose myself in someone else
That I find myself
I find myself
تنها زمانی که من خود را در کس دیگری گم میکنم
خود را پیدا میکنم
خود را پیدا میکنم
ترجمه:paralysed
لیاقت می خواهد!
کاغذی بودن یعنی:
پر شدن از واژه ها...
از درد ها...
لبخندها...
یعنی حضور...
شهامتم را برای حضور
جا گذاشتم...
کجا؟!نمیدانم!
شاید جایی نزدیک همان کوچه که آخرین بار کودکی ام را گذاشتم!
اما لیاقتم را...
این روزها سه نقطه بودن را ترجیح می دهم!
... یک کلمه!
یا اشک یا لبخند!
نه...
گفته بود حتی اگه دنیارو بهش بدن
بازم حاضر نیست یکبار دیگه
تو این هوا خودش نفس بکشه...
بگو دستگاهها رو بکشن,
وقت رفتنه...!!
رهایم کن...
خسته ام از این همه مسخ شدگی...
پرواز می خواهم,
اما نه...
گوش کن...
من هنوز نفرت را تنها لحظه ای در اوج دوست داشتن تجربه کرده ام,
ترسم از روزیست,
که دوست داشتن را تنها لحظه ای در اوج نفرت ببینم!
چشمهایم را می بندم...
پا که به زمین بند نباشد
می روی
موج می شوی و می خروشی
و هیچکس...
برای خروشیدن و در هم کوبیدن به تو خرده نخواهد گرفت.
مه می شوی
و هیچکس
به خاطر بودن اما نبودنت ناراحت نخواهد شد...
آتش می شوی
میسوزانی
اما این خاصیت آتش است
ابر می شوی
می باری...
چشم هایم را باز می کنم
اما خاصیت انسان بودن چیست؟!
لیاقت واژه قشنگیست...
Lips are turning blue
لب ها رنگ ميبازند(سخنان رنگ افسردگي به خود ميگيرند)
A kiss that can't renew
بوسه اي كه هرگز تكرار نخواهد شد
I only dream of you
من تنها روياي تورا ميبينم
My beautiful
زيباي من
Tiptoe to your room
به نرمي (با نوك پنجه)به اتاق تو ميروم
A starlight in the gloom
نوري چشمك زن در تاريكي
I only dream of you
من تنها روياي تو را ميبينم
And you never knew
و تو هرگز ندانستي
Sing for absolution
ميخوانم براي بخشايش
I will be singing
من به خواندن ادامه خواهم داد
Falling from your grace
درحاليكه از چشم تو افتاده ام
There's nowhere left to hide
In no one to confide
ديگر جايي براي مخفي شدن در كسي باقي نمانده كه بتواني اسرارت را به او بگويي
The truth burns deep inside
حقيقت درون را ميسوزاند
And will never die
و هرگز نخواهد مرد
Lips are turning blue
سخنان رنگ افسردگي به خود ميگيرند
A kiss that can't renew
بوسه اي كه هرگز تكرار نخواهد شد
I only dream of you
من تنها روياي تورا ميبينم
My beautiful
زيباي من
Sing for absolution
ميخوانم براي بخشايش
I will be singing
به خواندن ادامه خواهم دادد
Falling from your grace
درحاليكه از چشم تو افتاده ام
Sing for absolution
ميخوانم براي بخشايش
I will be singing
به خواندن ادامه خواهم داد
Falling from your grace
درحاليكه از چشم تو افتاده ام
Our wrongs remain unrectified
اشتباهات ما جبران ناپذير باقي ماندند
.And our souls wont be exhumed
و ارواح ما از خاك در نخواهند امد
ترجمه: شادي